183
سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۶ • 10:31
پدر میگوید : آری میبینمش بیرون که میرود رژ هم میزند !!!
با خودم میگویم : پوشش من چه ایرادی دارد مگر؟؟ شلوار بلند ( نه از آن ساق کوتاه ها !) جوراب ضخیم و کفش اسپورت ! مانتوی بلنده اصلا نچسپ ! مقنعه بلندی که امتدادش تا روی باسن و شکم می آید !!!!! حتی یک تار موی بیرون آمده از مقنعه دیده نمیشود ! کرم ضد آفتاب و مقداری رژ ملیح ( برای اینکه مثل روح نشوم !) . همین !
سرم را پایین می اندازم برای خودم میروم و می آیم . نه قهقه بلندی نه با ناز حرف زدنی نه پیچ و خم دادن به راه رفتنی و نه هیچ !
این پوشش من چه ایرادی دارد مگر ؟
چرا در آستانه 23 سالگی هم باید منتظر بمانم تا پوششم را هم دیکته کنند !!! مگر من عاقل نیستم ؟ مگر بالغ نیستم ؟؟؟ چرا در شخصی ترین رفتارم که همان حجاب باشد از خودم اختیار ندارم ؟؟؟؟ و همینکه می آیم جسور باشم و خودم انتخاب کنم میگویند خودسر است !!!
میگویند تو دختری !! آری تو پاکی ، اما مرد های گرگ صفت ریخته اند !! بخاطر نگاه هرزه مرد های کثیف خودت را زیادی بپوشان !!!!! بخاطر نگاه های هرزه ی کثیف زندگی را برای خودت سخت کن . آزادی نداشته باش . تا آخر عمرت امر نهی ها را گوش کن!!! این است آزادی ای که پدران انقلاب کرده مان میخواستند !!!!!
از این طرز فکر ، از این دیده های کثیف و هرزه متنفرررررم. روز دختر را بمن تبریک نگویید !! کمی شعور بیاموزید ... کمی فرهنگ داشته باشید . کمی دیده های کثیفتان را طاهر کنید !!! که این روز دختر نمادی بیش نیس . برای خر کردن جنس بدبخت و مظلومه من .......!
me •
برچسب:
نویسنده: حدیث قنبری