چقدر ظالمانه نداشته هاتو به روت میارن، به عزیزانت توهین میکنن ، مدام برای چیز های نداشته ت بهت سرکوفت میزنن...
مثل یه پتک توی سرت و یه خنجر توی قلبت فرود میان...
بهحساب خودشون دارن برات دلسوزی میکننا ! دلسوزی میکنن که نداشته هاتو مدام تو سرت میکوبن !!! دلسوزی میکنن که به خاطر نداشته هات مدام بهت نیش و کنایه میزنن!! این اسمش شده دلسوزی....
خدا خیلی غمگینم... خیلی.... یکم به منم نگاه کن... خورد شدم تو این 8 ماه ،ریز ریز شدم... میترسم چیزی ازم نمونه که بتونه خوشبخت شه ... از آینده م میترسم....
برچسب:
نویسنده: حدیث قنبری